جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le lever du soleil
01
طلوع خورشید
instant de la journée où le soleil commence à se montrer à l'horizon, marquant le début du jour
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
levers du soleil
مثالها
Il aime se lever tôt pour admirer le lever du soleil.
او دوست دارد زود بیدار شود تا طلوع خورشید را تماشا کند.



























