جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La lenteur
01
کندی, آهستگی
fait d'être lent, de manquer de rapidité
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Nous avons remarqué la lenteur de sa démarche.
ما کندی راه رفتنش را متوجه شدیم.
02
تاخیر, دیرکرد
retard ou délai dans l'exécution d'une action
مثالها
Il s' excuse pour la lenteur de sa réponse.
او به خاطر کندی پاسخش عذرخواهی میکند.



























