جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La lenteur
01
کندی, آهستگی
fait d'être lent, de manquer de rapidité
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La lenteur du service a agacé les clients.
کندی خدمات مشتریان را ناراحت کرد.
02
تاخیر, دیرکرد
retard ou délai dans l'exécution d'une action
مثالها
La lenteur de la livraison a mécontenté les clients.
کندی تحویل، مشتریان را ناراضی کرد.



























