جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
impulsif
01
نسنجیده, نسنجیده، بیفکر
qui agit sans réfléchir ou sans contrôle
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
le plus impulsif
شکل تفضیلی
plus impulsif
درجهپذیر
مفرد مذکر
impulsif
جمع مذکر
impulsifs
مفرد مؤنث
impulsive
جمع مؤنث
impulsives
مثالها
Il a pris une décision impulsive sans consulter personne.
او یک تصمیم تکاندهنده گرفت بدون اینکه با کسی مشورت کند.
L'impulsif
01
(فرد) بیفکر, (فرد) دمدمی، نسنجیده
personne qui agit sans réfléchir
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
impulsifs
مثالها
Un impulsif dépense souvent sans raison.
یک فرد تکانشی اغلب بدون دلیل خرج میکند.



























