جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La gymnastique
01
ژیمناستیک
activité physique ou sport consistant à faire des exercices avec souplesse et équilibre
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
gymnastiques
مثالها
Ma sœur fait de la gymnastique depuis cinq ans.
خواهرم پنج سال است که ژیمناستیک انجام میدهد.



























