جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La graisse
01
چربی
substance grasse présente dans le corps ou les aliments
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
graisses
مثالها
Il a trop de graisse dans son alimentation.
او در رژیم غذاییاش چربی زیادی دارد.



























