جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La giboulée
01
رگبار
pluie soudaine et brève, souvent accompagnée de grêle ou de neige
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
giboulées
مثالها
Les giboulées de printemps alternent avec des éclaircies.
بارانهای بهاری با هوای صاف متناوب میشوند.



























