جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le gel
[gender: masculine]
01
یخبندان
formation de glace à cause du froid
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
gels
مثالها
Il y a eu un gel important cette nuit.
امشب یک یخبندان مهم رخ داد.
02
ژل (مو), ژل
produit coiffant pour fixer les cheveux
مثالها
Le gel donne un effet brillant aux cheveux.
ژل به موها اثر درخشان میدهد.
درخت واژگانی
antigel
gel



























