جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le fan
[gender: masculine]
01
شیفته, کشته مرده
personne qui aime beaucoup une activité, un objet ou une idée
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
fans
مثالها
Elle est fan de technologie.
او فن تکنولوژی است.



























