جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
expulser
01
بیرون کردن, بیرون انداختن
بیرون کردن
اطلاعات دستوری
فعل کمکی
avoir
وجه وصفی حال
expulsant
اسم مفعول
expulsé
مثالها
Il est venu expulser le locataire qui n'avait pas payé.
02
اخراج کردن, -
اخراج کردن
03
دفع کردن, تخلیه کردن
-



























