جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La délinquance
01
بزهکاری, قانونشکنی
comportement de ceux qui commettent des infractions ou des crimes
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La délinquance juvénile inquiète beaucoup les autorités.
جرم جوانان مقامات را بسیار نگران میکند.



























