جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
décevoir
01
ناامید کردن, مایوس کردن، دلسرد کردن
ne pas répondre aux attentes ou aux espoirs de quelqu'un
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
déçois
اولشخص جمع
décevons
اولشخص زمان آینده
décevrai
وجه وصفی حال
décevant
اسم مفعول
déçu
اولشخص جمع زمان ناقص
décevions
مثالها
Le film m' a beaucoup déçu.
فیلم مرا بسیار نومید کرد.



























