جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La douane
01
گمرک, عوارض
le service qui contrôle les marchandises et les personnes entrant ou sortant d'un pays
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Il a dû déclarer ses achats à la douane.
او مجبور شد خریدهایش را در گمرک اعلام کند.



























