جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La distraction
01
تفریح, سرگرمی
activité qui divertit ou amuse
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
distractions
مثالها
La lecture est ma distraction préférée le weekend.
خواندن سرگرمی مورد علاقه من در آخر هفته است.
درخت واژگانی
distraction
traction
tract



























