جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La disparition
01
(عمل) ناپدید شدن, نابودی، انقراض
fait de cesser d'être visible ou présent
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
disparitions
مثالها
La disparition de l'oiseau a surpris les chercheurs.
ناپدید شدن پرنده محققان را شگفتزده کرد.



























