جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le dilemme
[gender: masculine]
01
دوراهی, معضل، مخمصه
situation où il faut choisir entre deux solutions difficiles ou contradictoires
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
dilemmes
مثالها
Elle ne savait pas quel choix faire et était dans un vrai dilemme.
او نمیدانست کدام انتخاب را انجام دهد و در یک معضل واقعی بود.



























