croquer

تعریف و معنی "croquer"در زبان فرانسوی

croquer
01

بلند بلند (چیزی را) خوردن, ملچ ملوچ کردن

mordre dans un aliment avec un son ou une action vive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
جدانشدنی
فعل کمکی
avoir
اول‌شخص مفرد
croque
اول‌شخص جمع
croquons
اول‌شخص زمان آینده
croquerai
اسم مفعول
croqué
اول‌شخص جمع زمان ناقص
croquions
مثال‌ها
Elle croque le pain frais chaque matin.
او هر صبح نان تازه را می‌جود.
02

خطوط کلی (چیزی را) کشیدن, پیش‌طرح (چیزی را) کشیدن

dessiner ou esquisser rapidement les contours de quelque chose
مثال‌ها
Elle croque les idées principales sur son carnet.
Croque ایده‌های اصلی را در دفترچه خود ترسیم می‌کند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه