جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
convoquer
01
احضار کردن, فراخواندن
demander officiellement à quelqu'un de se présenter
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
convoque
اولشخص جمع
convoquons
اولشخص زمان آینده
convoquerai
وجه وصفی حال
convoquant
اسم مفعول
convoqué
اولشخص جمع زمان ناقص
convoquions
مثالها
La police l' a convoqué pour un interrogatoire.
پلیس او را برای بازجویی فراخواند.



























