جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
contrecœur (à)
01
برخلاف میل, با اکراه، بر خلاف میل باطنی
agir malgré sa propre réticence ou contre son désir
مثالها
Elle a payé la facture contrecœur.
او صورتحساب را با اکراه پرداخت کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
برخلاف میل, با اکراه، بر خلاف میل باطنی