جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
concilier
01
آشتی دادن
rendre compatible, faire en sorte que deux choses opposées s'accordent
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
concilie
اولشخص جمع
concilions
اولشخص زمان آینده
concilierai
وجه وصفی حال
conciliant
اسم مفعول
concilié
اولشخص جمع زمان ناقص
conciliions
مثالها
Il essaie de concilier travail et vie familiale.
او سعی میکند کار و زندگی خانوادگی را هماهنگ کند.



























