جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
commencer
01
شروع کردن, آغاز کردن
faire la première action d'un processus, initier une activité ou un événement
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
commence
اولشخص جمع
commençons
اولشخص زمان آینده
commencerai
وجه وصفی حال
commençant
اسم مفعول
commencé
اولشخص جمع زمان ناقص
commencions
مثالها
Nous avons commencé le cours à 9 heures.
ما کلاس را ساعت 9 شروع کردیم.



























