جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le bronzage
01
(عمل) برنزه کردن
action de bronzer la peau au soleil ou sous des lampes artificielles
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Il adore le bronzage sur la plage en été.
او عاشق برنزه شدن در ساحل در تابستان است.



























