جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le bronze
01
برنز, مفرغ
alliage de cuivre et d'étain de couleur brun-jaune
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
La statue est faite en bronze et date du 18ème siècle.
مجسمه از برنز ساخته شده و متعلق به قرن هجدهم است.
02
شی برنزی, مجسمهی برنز
métal jaunâtre fait de cuivre et d'étain
مثالها
Le musée expose un beau bronze antique.
موزه یک برنز باستانی زیبا را به نمایش میگذارد.



























