جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le batteur
01
همزن
ustensile de cuisine pour mélanger des ingrédients
مثالها
J'utilise le batteur pour mélanger les œufs.
من از همزن برای مخلوط کردن تخممرغها استفاده میکنم.
02
نوازنده درام, طبل زن، درامر
personne qui joue de la batterie ou des percussions
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
batteurs
مثالها
Le batteur donne le rythme au groupe.
درامر ریتم را به گروه میدهد.
03
زننده (ورزش), کسی که به توپ ضربه میزند.
joueur qui tient la batte au baseball ou au cricket
مثالها
Le batteur a frappé une balle puissante.
بازیکن ضربهزن یک توپ قدرتمند را زد.



























