جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'appartenance
[gender: feminine]
01
تعلق, وابستگی
le fait de faire partie de quelque chose ou d'être lié à un groupe
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
appartenances
مثالها
L' appartenance à un club sportif peut renforcer la confiance en soi.
عضویت در یک باشگاه ورزشی میتواند اعتماد به نفس را تقویت کند.



























