جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
apaiser
01
آرام کردن, آرامش بخشیدن
rendre quelqu'un ou quelque chose plus calme ou moins douloureux
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
apaise
اولشخص جمع
apaisons
اولشخص زمان آینده
apaiserai
وجه وصفی حال
apaisant
اسم مفعول
apaisé
اولشخص جمع زمان ناقص
apaisions
مثالها
Il a essayé d' apaiser la colère de son ami.
او سعی کرد خشم دوستش را آرام کند.



























