جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'acte
01
عمل, کار
action accomplie par une personne
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
actes
مثالها
Chaque acte compte pour protéger l' environnement.
هر عمل برای محافظت از محیط زیست اهمیت دارد.
02
پرده (نمایش)
division d'une pièce de théâtre ou d'un spectacle
مثالها
L' acte final a été très émouvant pour le public.
پرده پایانی برای تماشاگران بسیار تکاندهنده بود.



























