جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
tronar
01
رعد زدن, غرش کردن
producir o sonar el trueno durante una tormenta
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
trueno
سومشخص مفرد
truena
وجه وصفی حال
tronando
گذشته ساده
tronó
اسم مفعول
tronado
مثالها
Tronaba fuerte sobre la ciudad.
به شدت بر فراز شهر رعد و برق میزد.



























