جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
tasar
01
ارزیابی کردن, قیمت گذاشتن
determinar el valor de algo mediante una evaluación o estimación
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
taso
سومشخص مفرد
tasa
وجه وصفی حال
tasando
گذشته ساده
tasó
اسم مفعول
tasado
مثالها
El experto tasó la casa antes de la venta.
کارشناس قبل از فروش خانه را ارزیابی کرد.



























