جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La tarántula
01
تارانتولا
una araña grande y peluda que caza por la noche
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
tarántulas
مثالها
La tarántula se escondió en su madriguera durante el día.
عنکبوت تارانتیولا در طول روز در لانهاش پنهان شد.



























