جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
subastar
01
به مزایده گذاشتن, در مزایده فروختن
vender algo en una subasta al mejor postor
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
subasto
سومشخص مفرد
subasta
وجه وصفی حال
subastando
گذشته ساده
subastó
اسم مفعول
subastado
مثالها
Subastaron varias obras de arte.
آنها چندین اثر هنری را به حراج گذاشتند.



























