جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El alineamiento
01
چینش
formación u orden de jugadores antes o durante un partido
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
alineamientos
مثالها
Hubo cambios en el alineamiento inicial.
در ترکیب اولیه تغییراتی رخ داد.



























