جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El programa de chismes
01
برنامج شایعهپراکنی, برنامج زندگی افراد مشهور
programa de televisión que informa sobre la vida de celebridades y rumores
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
programas de chismes
مثالها
Vimos un programa de chismes sobre los actores de Hollywood.
ما یک برنامه شایعهپراکنی درباره بازیگران هالیوود دیدیم.



























