جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
quebrantar
01
شکستن, دلسرد کردن
romper la voluntad, el ánimo o el espíritu de alguien
مثالها
Ningún obstáculo pudo quebrantar su determinación.
هیچ مانعی نتوانست عزم او را بشکند.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
شکستن, دلسرد کردن