جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
samplear
01
نمونه برداری کردن, سمپل کردن
tomar un fragmento de una grabación de audio para usarlo en una nueva composición
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
sampleo
سومشخص مفرد
samplea
وجه وصفی حال
sampleando
گذشته ساده
sampleó
اسم مفعول
sampleado
مثالها
Le gusta samplear voces de documentales antiguos.
او دوست دارد صداهای مستندهای قدیمی را نمونهبرداری کند.



























