جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El alimento sólido
01
غذای جامد
cualquier comida que no sea líquida y que requiera masticación
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
alimentos sólidos
مثالها
No podía tomar alimento sólido porque me dolía la garganta, solo sopa.
من نمیتوانستم غذای جامد بخورم چون گلویم درد میکرد، فقط سوپ.



























