جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La reversión
01
برگشت به حالت پیشین
acción o resultado de volver a un estado, condición o situación anterior
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Hubo una reversión en la tendencia de crecimiento del mercado.
یک واگرد در روند رشد بازار رخ داد.



























