جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La reversión
01
برگشت به حالت پیشین
acción o resultado de volver a un estado, condición o situación anterior
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La reversión de la política económica sorprendió a todos.
معکوس کردن سیاست اقتصادی همه را شگفتزده کرد.



























