جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
osar
01
جرات کردن
atreverse a hacer algo, especialmente si implica riesgo o desafío
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
oso
سومشخص مفرد
osa
وجه وصفی حال
osando
گذشته ساده
osó
اسم مفعول
osado
مثالها
Osar soñar grande requiere valentía.
جرأت کردن برای رویای بزرگ شجاعت میطلبد.



























