جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El presagio
01
غیبگویی
señal o indicio que anticipa un hecho futuro, generalmente negativo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
presagios
مثالها
Su sueño fue un presagio de éxito en el futuro.
رویای او نشانهای از موفقیت در آینده بود.



























