جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El reconocimiento
01
شناسایی
acto de valorar, identificar o apreciar el mérito, esfuerzo o existencia de alguien o algo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
reconocimientos
مثالها
La actriz obtuvo reconocimiento internacional por su actuación.
بازیگر برای اجرای خود شناسایی بینالمللی به دست آورد.



























