جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ocasionar
01
باعث شدن, موجب شدن، ایجاد کردن
ser causa de un hecho, normalmente negativo o problemático
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
ocasiono
سومشخص مفرد
ocasiona
وجه وصفی حال
ocasionando
گذشته ساده
ocasionó
اسم مفعول
ocasionado
مثالها
La lluvia intensa ocasionó inundaciones.
باران شدید موجب سیل شد.



























