جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La mortificación
01
شرمندگی, حقارت
un sentimiento intenso de vergüenza, bochorno o humillación
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Su mortificación era evidente por el rubor de sus mejillas.
شرمندگی او از سرخی گونههایش آشکار بود.



























