جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El modo
01
روش, راه، نحوه
una forma o manera de hacer algo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
modos
مثالها
El modo de pago es con tarjeta o efectivo.
روش پرداخت با کارت یا نقدی است.
02
مود, مود موسیقیایی
un tipo de escala musical que define el carácter de una melodía
مثالها
Los modos griegos tienen nombres como frigio o lidio.
مودها مودهای یونانی نامهایی مانند فریژی یا لیدیایی دارند.



























