جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
lacio
01
لخت (مو), صاف
pelo sin rizo ni onda, muy liso
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
el más lacio
شکل تفضیلی
más lacio
درجهپذیر
مفرد مذکر
lacio
جمع مذکر
lacios
مفرد مؤنث
lacia
جمع مؤنث
lacias
مثالها
Prefiero el cabello lacio porque es más fácil de peinar.
من موهای صاف را ترجیح میدهم چون شانه زدن آن آسانتر است.
02
پژمرده
marchito, sin firmeza ni fuerza
مثالها
La lechuga lacia no se vende en el supermercado.
کاهوی پژمرده در سوپرمارکت فروخته نمیشود.



























