جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La inserción
01
درونگذاری
acción de introducir o fijar una estructura en otra, especialmente en anatomía
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
El cirujano identificó la inserción del tendón.
جراح درج تاندون را شناسایی کرد.



























