جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La insensatez
01
حماقت, نادانی، بیعقلی
acto o comportamiento que carece de sentido o juicio
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Fue una insensatez gastar tanto dinero en algo innecesario.
بیخردی بود که این همه پول را برای چیزی غیرضروری خرج کرد.



























