جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La inscripción
01
ثبتنام
acción de inscribirse o registro formal en una actividad o institución
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
inscripciones
مثالها
La inscripción al curso termina mañana.
ثبت نام دوره فردا به پایان میرسد.
02
کتیبه
texto grabado o escrito en una superficie o documento oficial
مثالها
La inscripción en la piedra es difícil de leer.
خواندن کتیبه روی سنگ دشوار است.



























