جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
inculcar
01
القاء کردن تدریجی (اندیشه)
hacer que una idea, hábito o actitud se forme gradualmente en alguien
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
inculco
سومشخص مفرد
inculca
وجه وصفی حال
inculcando
گذشته ساده
inculcó
اسم مفعول
inculcado
مثالها
El profesor inculcó el respeto por la lectura.
معلم نهادینه کرد احترام به کتابخوانی را.



























