جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Escama
01
فلس
una pequeña placa dura que cubre la piel de los peces y los reptiles
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
escamas
مثالها
La escama del pez brillaba bajo el agua con la luz del sol.
پولک ماهی زیر آب در نور خورشید میدرخشید.



























