جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
destruir
01
خراب کردن, تخریب کردن
causar daño completo a algo hasta que deje de existir
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
destruyo
سومشخص مفرد
destruye
وجه وصفی حال
destruyendo
گذشته ساده
destruyó
اسم مفعول
destruido
مثالها
No quiero destruir nuestra amistad.
من نمیخواهم دوستیمان را نابود کنم.



























